عید امسال - تاریخ: 1399/1/30 ساعت: 8:16
خیلی عید مزخرفی بود امسالخداکنه برای شما عالی بوده باشه
سرباز - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:45
سلام بر تمام خوانندگانالبته اگ خوانندگان ثابت تعدادشون به همه برسه چون فک کنم نهایت دو نفر بیشتر نشنمعذرت نبودم خدمت سرباز,ی تشریف داشتم الانم ی مرخصی کوتاه مدت بعد از اینم باز خدمت سرباز,ی خدا داند باز کی بیام اما هر وقت بیام نظرات دوستان رو ببینم خوشحال میشمهمگی مراقب خودتون باشید
زشت اما زیبا - تاریخ: 1398/4/9 ساعت: 0:12
می شود دنیای ادم ها که زشت است را کمی زیبا دیدعاقبت خار هم برای ماندنش گل می دهد
یهویی اومد - تاریخ: 1398/4/9 ساعت: 0:12
این دل نمی تواند از عشق تو جدا شود بی تو دل غریب من یک عمر بی صدا شود گر جسم طاقت آورد از دوری چشمان تو روحم گرفتار تو است وقف نگاه ناز تو پس هیچ وقت بین من و عشقت جدایی راه نیست چون بی تو این دل جز کفن با هیچ کس همراه نیست
سلام - تاریخ: 1398/4/9 ساعت: 0:12
سلام خیلی وقته میگذره ک اینجا مینویسم اونقدر زیاد ک خودمم هیچ وقت فکرش رو نمیکردم اما حالا اونقدر خلوت ک حس میکنم کسی نیست و اگر تا اخر خرداد حس کنم کسی نیست و کسی نیست ک نوشته هام رو بخونه احتمال زیاد پاکش کنم و فراموشش کنم. پس اگ کسی از کوچه خلوت دل من میگذرد سخن گوی تا باز سخن گویم من و گرنه به خ...
............ - تاریخ: 1398/4/9 ساعت: 0:12
دلم بد جور گرفته
زندگی - تاریخ: 1398/4/9 ساعت: 0:12
زندگی جای نیست ک من خسته به ان جذب شوم زندگی راهی است ک من از پیموندنش بیزارم
پوووووووووووووووووووووووووووف - تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 23:36
در ذهنم سوالی هست اما جوابی نمی یابم برایش سوالی ک نمیخاهد وجود خدا را تکذیب کن بلکه یقین ب وجود دارم اما چرا خدا ما را خلق کرد آن هم بدون اینک ما اختیاری داشته باشیم !!!!!!!!!!!!!! و حال ک ما را خل
اشک - تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 23:36
نمیدونم این حس مال منه یا واسه همه پیش می یاد خلاصه چند روزی بود عالم و ادم رو کوبیدم و کلی فاز ناامیدی گرفتم در حدی ک واقعا خسته شدم حس افسردگی داشتم تا پریشب ک رفتم توی نت و کلی اسم خودم و دوستان ر
حقیقت - تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 23:36
چشم هایم تار می بیند حقیقت را ................
پایان راه - تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 23:36
سرنوشت اینطور خواست یا گوش های تو تاب شنیدن کلمات من را نداشتند چون غیر این نمیتوانم علتی بیابم که چگونه دوستت دارم های من برای همیشه خداحافظ های تو را به ارمغان آورد
شعری از شهریار که با حافظه داغونم همیشه بیت اولش یادمه فوق العاده زیبا - تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 23:36
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند همتم تا میرود ساز غزل گیرد به دست طاقتم اظهار عجزو نا توانی می کند بلبلی در سینه می نالد هنوزم کاین چمن با خزان هم آشتی و گل فشانی می
من - تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 23:36
در زندگی ابتدا فکر میکردم باید یک واحد بود باید با همه هم خون هایت یک واحد باشی اما همانطور ک سرنوشت تمام تصوراتت را دوست دارد متحول کند رویاهای من در مورد یک اتحاد خونی را هم تحت تاثیر قرار دارد و به
نفس بکش - تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 23:36
هر روز در این قافله دنبال تو گشتم ای عشق کجایی که گرفتار تو گشتم
دنیای ما - تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 23:36
حسرت دنیا ما را با خوشی ما خورند نه که مالی که میان جیب های ما پر است
خواستن - تاریخ: 1397/12/13 ساعت: 23:36
یک انسان هزار بار هم زندگی کند هزار بار هم شروع کند هزار بار هم صبح برخیزدو هزار بار هم چشم بر بهم بزند هیچ چیزی تغییر نمیکند مگر اینکه خودش بخواهد